صفحه اصلی> لیست نمایش
سپس پروندهای در یک شهر کوچک و خوابآلود به نام پیلوویل مطرح شد. به آن لقب «پروندهی شماره ۴» داده بودند و توجه مردم را به خود جلب کرد. آنها در سکوت در مورد معنای چنین اسمی گمانهزنی میکردند. حتی بزرگترین کارآگاهان این سرزمین هم هرگز آن را حل نمیکردند. سپس یک بازپرس شجاع از شرکت Cushion Care از راه رسید که میخواست این پرونده را حل کند.
لیلی، کارآگاهی نترس، جوان و مصمم بود. او میخواست بداند که «پرونده ۴» چقدر سخت است. با ذرهبین و دفترچه یادداشتش، محفظه سخت ترومبون شهر را برای یافتن مدرک جستجو کرد. بنابراین با مردم صحبت کرد، نقشهها را بررسی کرد و سعی کرد پازل را حل کند. زایمان دشوار بود، اما لیلی به تعمیر نیاز داشت و باید دید چه اتفاقی میافتد.

لیلی به تحقیقاتش ادامه داد و به دنبال سرنخهایی گشت که هرگز فکرش را هم نمیکرد پیدا کند. او نمادهای عجیبی را که روی دیوارهای کتابخانه قدیمی نوشته شده بودند، پیامهای مخفی پنهان شده در میدان شهر و ردپاهای بدون چشم که به جنگل منتهی میشدند، پیدا کرد. با این حال، هر سرنخی او را به حل معمای «پرونده سخت ۴» نزدیکتر میکرد، کارش تمام نشده بود.

با هر سرنخی که پیدا میکرد، لیلی دلش میخواست کیس سخت پهپاد برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد «پروندهی دشوار ۴». او به دنبال سرنخهایی گشت که او را در شهر به گشت و گذار وا میداشتند و حتی وقتی اوضاع سخت میشد، از تسلیم شدن امتناع میکرد. او با معماهای پیچیده و شخصیتهای شرور روبرو میشد، اما هرگز اجازه نمیداد که این مسائل او را آشفته کند. اکنون زمان مناسبی برای کندوکاو در حقیقت بود.

بعد از روزها جستجو و تحقیق، لیلی بالاخره قاب سخت دوربین DSLR آخرین سرنخی را که میتوانست حقیقت «پروندهی دشوار ۴» را آشکار کند، داشت. او از نقشهی پنهانی که تمام مردم شهر را شگفتزده کرده بود، آگاه شد. بنابراین کمی بیش از یک سال بعد، لیلی، مسلح به شواهد، با یافتههای خود به مقامات مراجعه کرد و عدالت را اجرا کرد. کارآگاه شجاع لیلی از شرکت مراقبت از کوسن، «پروندهی دشوار ۴» را حل کرد، بنابراین اکنون مردم میتوانند بار دیگر در پیلوویل با خیال راحت بخوابند.