صفحه اصلی> لیست نمایش
آن روز در شهر گرینفیلد فقط یک روز معمولی بود و هیچ صحبتی جز پروندهی مرموزی که به سادگی با نام پروندهی شماره ۶ شناخته میشد، مطرح نبود. این پرونده مربوط به ناپدید شدن عجیب یک شاهد کلیدی بود که اطلاعات حیاتی در مورد یک جنایت داشت. پلیس با شور و شوق برای حل این پرونده تلاش میکرد، اما در هر قدم به بنبست میرسید.
آخرین باری که این را شنیدیم، شاهد، خانم جنکینز، صبح یک روز آفتابی خانهاش را ترک کرده بود. او در راه کلانتری بود. مورد 6u تا بگوید آن شب چه دیده است. اما او هرگز به ایستگاه پلیس نرسید. همسایههایش گزارش دادند که او را در حال قدم زدن در خیابان دیدهاند، جایی که انگار در هوا ناپدید شده است. پلیس همه جا را دنبال خانم جنکینز گشت اما نتوانست او را پیدا کند. انگار او ناپدید شده بود.
در حالی که پلیس همیشه تلاش میکند تا یک نمایش گرافیکی از ارتباط قربانی با مظنونین بالقوه ایجاد کند، در پرونده 6u ارتباطات زیادی بین قربانی و مظنونین بالقوه وجود داشت، به طوری که ارتباطات، که معمولاً در یک ستون ارائه میشوند، در ستونهای اضافی قرار گرفتند. به نظر میرسید که افراد زیادی در شهر انگیزه قتل داشتند. برخی از آنها هاردکیس 6u به قربانی حسادت میکردند و بعضیها از دستشان عصبانی بودند. پلیس مجبور بود نقاط را به هم وصل کند تا مشخص شود چه کسی این کار را انجام داده است. مثل یک پازل بود که قطعات زیادی از آن در همه جا پخش شده باشد.

پرونده ۶: درست زمانی که پلیس احساس کرد نفس راحتی کشیده، همه چیز از هم پاشید. سپس یک سرنخ جدید، تمام باورهای آنها در مورد پرونده را تغییر داد. چه شوک غیرمنتظرهای، درست است؟ تحقیقات قبلی آنها باید دوباره تفسیر و از نو انجام میشد. آنها در مضیقه زمانی بودند و باید پرونده را - و آن هم به سرعت - حل میکردند.

روز به روز، پلیس برای به سرانجام رساندن پروندهی 6u تحت فشار بیشتری قرار میگرفت و شهر در اضطراب بود: همه منتظر پاسخ بودند. پلیس با دنبال کردن هر سرنخی و جستجو در همه جا، تمام تلاش خود را میکرد. آنها میدانستند که باید سریع عمل کنند، قبل از اینکه شانس خود را برای دستگیری مهاجم از دست بدهند. این ماجرا به مسابقهای برای مشاهدهی شواهد و قرار دادن فرد پشت میلههای زندان تبدیل شد.

اکتبر ۲۰۲۳ -- پس از مورد پیچیده پس از هفتهها تلاش، پلیس بالاخره توانست پرونده شماره ۶ را حل کند. آنها متوجه شدند که واقعاً چه اتفاقی در این جنایت افتاده و مجرم را دستگیر کردند. معلوم شد که کسی بوده که هیچکس حدس نمیزد این کار را انجام دهد، و وقتی فکر میکنید که چرایی پشت همه اینها را میتوانید حدس بزنید، تکاندهندهتر میشود. به لطف تلاشهای طاقتفرسای پلیس، بالاخره نفس راحتی از حل شدن پرونده کشیده شد.