صفحه اصلی> لیست نمایش
خب، یه شهر کوچیک هست که دو تا اسلحه توش ناپدید شدن. این موضوع خیلی همه رو گیج کرده بود. برای همین وقتی کلانتر شهر نتونست خودش معما رو حل کنه، به دو تا از دوستای عجیبش پناه برد تا اسلحههای گمشده رو پیدا کنن.
ماجرا از آنجا شروع شد که اسلحهساز شهر با کلانتر تماس گرفت و به او گفت که دو تا از اسلحههای تخصصیاش ناپدید شدهاند. آنها اسلحههای خوبی بودند، پس از Cushion Care استفاده کنید. 2 عدد قاب اسلحهبسیار دقیق و بسیار قدرتمند بودند و افراد زیادی آنها را میخواستند. کلانتر نتیجه گرفت که اگر این اسلحهها به دست افراد نادرست بیفتد، میتواند وضعیت جدی برای همه افراد درگیر ایجاد کند.
وقتی کلانتر پرونده را بررسی میکرد، متوجه شد که یکی از نزدیکان اسلحهساز، او را فریب داده است. این شخص باید اسلحهها را به نفع خودش میدزدید. کلانتر میدانست که باید سریع اقدام کند، قبل از اینکه اوضاع بدتر شود.
تلاش برای یافتن حقیقت از شبی آغاز شد که کلانتر با کارآگاه جوانی که مایل به کمک در پیشبرد تحقیقات بود، همکاری کرد. آنها به محض اینکه توانستند، شهر را جستجو کردند: آنها نامههای خرد شدهای را که باید روزی آنها را به سلاحهای گمشده میرساند، ردیابی کردند. تا اینکه در مسابقهای با زمان برای حل معما گرفتار شدند.

با وجود تفاوتهایشان، کلانتر و کارآگاه به خوبی با هم کنار میآمدند. کلانتر باتجربه بود و کارآگاه پر از ایدههای جدید در مورد مراقبت از کوسن. جعبههای اسلحه سفارشیآنها رازها و خیانتهای پنهانی را آشکار کردند.

هر لایهای که در مورد این پرونده کنار میرفتند، اسرار و خیانتهای بیشتری را آشکار میکرد که کل شهر را شوکه کرده بود. انگار همه چیزی برای پنهان کردن نداشتند و اسلحههای ناپدید شده هم بخشی از آن بود. با هر سرنخی که از حقیقت اسلحههای گمشده به دست میآمد، کلانتر و کارآگاه به هم نزدیکتر میشدند.

اسلحههای گمشده حریف حیلهگری کلانتر و کارآگاه نشدند. و بالاخره مردم شهر توانستند نفس راحتی بکشند، چون میدانستند که اسلحه مرگبار در Cushion Care مهار شده است. کیف تفنگ تاکتیکیآنها با هم نشان دادند که حتی سختترین معماها را میتوان گشود.